تبليغاتX
پسر کش


پسر کش

آدما شاید پسر باشن ولی پسرا هیچوقت آدم نمیشن!

بعد از کلی بحث و گیر و کوفت و زهره مار!!!!!!!

 

به این نتیجه رسیدیم که پسر چقدر مفیده!!!!!!!

 

فکر کنم چارلی چاپلین هم آخرین بار به یه همچین نتیجه ای رسیده بود!!!!!!!ولی مثه من عملیش نکرده بود!!!! ( بیچاره عمرش قد نداد!!!)

 

یعنی چی؟؟!!!

 

یعنی  تصمیم گرفتیم از این به بعد به جا اینکه ضد پسر و طنزش کنیم بنویسیم!!!

درباره  محاسنشون بینویسیم!!! هم طنز! هم با ضدش فرق نداره!!!!!

 

خوب این پست یه سوال داره : اگه پسر نبود ؟؟!!! ما به چی میخندیدیم؟؟!!!

 

داستان از اینجا شروع میشه که یه روزی  !!

روزگاری!!!!!

مریمی از کوچه ای می گذشت(گذر می کرد!)

که ناگهان چند تا پارچه مشکی و بوی هلوا و صدا الله و اکبر و باقی مخلفات!! را با گوش و چشم و حلق و بینی !!!  عمیقا حس کرد!!!!

این حس یه چیزیو می رسوند!!!

اینکه حتما یکی مرده!!!!!!!!

جلوتر رفت!!!!!

جلوتر !!!

جلو!!!

بازم جلوتر!!!

یکم دیگه !!!!

که یه دفعه!!!!

صدای انفجار یه عده از فرط خنده!!!!

ذهن مریم و دچار تناقض کرد!!!!!!!!

اجتماع!گریه! حجله!!!هلوا !!!انفجار! خنده!!!مریم!

پارادوکس داره!!!!!

خلاصه مریم قصه ی ما همینطوری با خودش درگیر بود که یه دفعه!!!چشش خورد به حجله و عکس مرحومه!!!!

یه دفعه کلهوم سوالای ذهنش جواب گرفتن!!!!!!!

و این دفعه مریم بود که از فرطه خنده منفجر شد!!!!!!!!!!

 

خوب داستان و همین جامی بندیمش!!!!!!

سوال:

مریم واسه چی خندید!!؟؟؟

آیا مریم بی فرهنگ است؟؟؟

یا مریم مشنگ است؟؟؟؟

الان موضوع مریم نیست !!!موضوع عکس مرحومس!!!!

متاسفانه مریم یادش رفت عکس بگیره ازش!!! فرداشم که رفت عکسشو برداشته بودن!!!!!!!شرمنده!!!

 

ولی خودش قول داده که چهره ی طرف و به کمک نثر تفسیر کنه!!!!!

 

عشوه ی شتری!!!!!! عکس از 3 رخ بود!!!! یه پسر چشم ابرو مشکی  با موهای دمب اسبی!!! تا زیر کمر!!! یه پوز خنده مسخره!!!!  اندکی جواهرجات!!!! از هر نوعش!!! یه دست زیره چونه!!! و...!!!!

 

خداییش!! تو هم بودی می ترکیدی!!!

این عکسه اصلا مناسب حجله نبود!!!!!! به جای اینکه موجب تاسف جمع شه باعث ....!!!! استغفر الله!!!!!

جدا  این پسر عکس از این  سنگین تر نداشت!!!!!؟؟

تازه جالب تر اینکه!!! می گفتن طرف چاقو خرده!!!! آخه بچه سوسول و چه به چاقو!!؟؟

فکر کنم دیگه جواب اون سوال اصلیه این پست و گرفتین!!!

حالا نتیجه های این پست!!

  1. پسر جماعت چند تا عکس آبرو مند از خودت بنداز!!! لازم میشه !!!
  2. هر عکسی که می خوای بگیری مراقب باش !!! فکر کن اگه یه دفعه اینو بذارن رو حجلت  چی؟؟؟!!!
  3. اگه امکانش هست اصلا عکس نگیر!! نگیر آقا نگیر!!!!!
  4. اگه خنده هات مضحکه !! سعی کن تو عکسات نخندی!!!!!!
  5. وقتی از ترس دیدن  چاقو سکته کردی!!! الکی نگو چاقو خوردم!! نگو!!! داداش!!! نگو!!
  6. آخرشم اینکه این مطلب و می خونی 4 تا فحش بده!!!!!

 

نوشته شده در 18 Jun 2009ساعت 19:44 توسط مریم| |

نوشتن، اتفاق جذابی است. میخواهم  حس کنم که باز هم نگاه نامرئی جامعه اینجاست. این شاید یک جور مرض است. مرض خوبی است. به هر حال، شاید موضوعهای جدید، آدمهای جدید، فکرهای نو، نسیم بوزد. شاید، شاید هم هیچ اتفاقی نیفتد. همین که پر نویسی بشود، از پر گویی که بهتر است. شاید هم تلاش بیهوده ای است برای دوباره گریختن. شاید هم تلاش بیهوده ای است برای دوباره فرهنگ شفاهی آزار دهنده ی خودم را به فرهنگ مکتوب دلخواهم تبدیل کردن. شاید هم یک جور درد دل، فقط همین، برای ابدی شدن!!!

دخترای عزیزززززززز!!!!!!!!!خانو م های بسیار بسیار عزیز!!اگر مایل به عضویت در وبلاگ من هستید

برام پیغام بذارید!!تا کار های لازم رو انجام بدم!!

توجه:برای تصویب این تصمیم باید ۱۰ متقاضی پیغام بگذارند!!

دخترااااااااااااا دخترااااااااااااا همه با هم یکصدا بگید خاک بر سر پسرااااااا!!

نوشته شده در 17 Jun 2009ساعت 21:58 توسط مریم| |

برید حال کنید!!!!!وااااااااااااااییییییییییییی!!!!!!ضد پسر دوبا ره بر گشت!!! تو این آپ فقط می خواستم خبر بدم!!!تو آپ های بعدی منتظر مطالبم با شید! اومدم تا با تمام قدرت شروع کنم هرچند که از زندگی خستم!!!!ولی سعی خودمو میکنم شمام کمک کنید!
نوشته شده در 17 Jun 2009ساعت 14:17 توسط مریم| |

بچه ها من دیگه نمیام پسر کش تعطیل شد

شما پسرام از دست من یه نفس راحت میکشید

برید همه جا جار بزنید پسر کش کم آورد!!

بای بای

هی شما پسرا یکم معرفت داشته باشید

نوشته شده در 14 Oct 2008ساعت 19:5 توسط مریم| |

خوب حالا ميريم سر اصل مطلب
من ميدونم كه خيلى درد بزرگيه اگه يه نفر با پتک بزنِ تو سر آدم يا آدم توى رينگ چند تا ضربه پشت سر هم تو صورت بخوره
من همه اينها رو درك ميكنم
من هم خودم يه انسان هستم شايد بد از چند تا شكست كوچك يا بزرگ تو زندگى اينقدر تجربه داشته باشم كه بتونم بگم ريشه اينها از كجاست
منم عاشق شدم منم شكست خودم مثل خيلى از همين ضد دخترها
چرا ضد دختر شدين چون بيوفايی ديدين؟
خوب منم ديدم!!!
منم كه يك دخترم اگه بخوام بشينم از زندگيم از شكستى كه خوردم از نامردى كه در حق ام شد و چى شد كه بد خودم يك روز نامردى كردم شايد دلتون واسم بسوزه شايد ازم متنفر بشين شايد حتى از كسى به من نامردى كرد متنفر بشين
اين يه رفتار كاملا انسانى هست و من كاملا درك ميكنم شما هم درك ميكنين اما خودتون رو زدين به اون راه
فحش ميدين ناسزا مى گين اينا همش صداى فرياد يه دست از آدمهايى هست كه در اصل فقط دنبالِ يك قطره معرفت و عشق هستن
داد ميزنن فحش ميدن كه چى بشه؟ كه اون چيزى رو كه مى خوان به دست بيارن اما راهش رو بلد نيستن منم راهش رو بلد نيستم
اين يه ويروسِ كه توى وجودمون ريشه كرده!
نوشته شده در 7 Sep 2008ساعت 13:17 توسط مریم| |

 

دوست کيه دشمن چيه هاهاهاهاها

امروز بعد از مدتّها اومدم اینجا ببينم چه خبره ديدم وای وای

چه قوقا شده ها

حالا ميخواهم از همه آقا کوچولوها که اومدن اینجارو خوندن

ناراحت شدن معزرت بخوام بگم قول ميدم از این به بعد بيشتر بيام بنويسم

شما ها يکم تفريح داشته باشين البته من اندازه شما وقت ندارم و بيکار

نيستم که بتونم اندازه شما بيام اما از این به بعد بيشتر ميام

ضمنا هرچقدر ميخواهيد فحش بديد اصلا مهم نيست

من اگر بخواهم جوابتون رو اینجا ميدم اگر هم نه

جواب نميدم پس انقدر آی دی و نميدونم آدرس وب نديد وقتی ببينم

که ارزش نداريد جواب نميدم

و اون کسانی که فکر کردن من انقدر احمق هستم و ميام پاس

و نام کاربری و غيره رو به اون آدرس الکی که به قول خودشان مال

بلگفا هست ميفرستم بايد بگم خيلی کلک ناشيانه ای ميخواستين بزنين

حيوونی های بيچاره يکم فکرکنيد عزيزای بيچاره

نوشته شده در 7 Sep 2008ساعت 13:15 توسط مریم| |

یه مدت آپ نمیکنم میخوام برم با خودم فکر کنم ببینم واقعا چرا از پسرا متنفرم!

آیا دلایلم قانع کنندس؟

چی شده که باعث شده که حالم از هرچی پسره بهم بخوره؟

دوستان برای اینکه بتونم یه تصمیمه درست حسابی بگیرم

حده اقل به ۱۵ نظر احتیاج دارم

نوشته شده در 31 Aug 2008ساعت 19:11 توسط مریم| |

یه ذره معرفت تو وجود نکبتتون نیست!!!

نیست....که نیست...

یا حداقل من نمی بینم!!!

کو...............؟!؟

کجاس.......؟!؟

هان؟

نوشته شده در 27 Aug 2008ساعت 21:42 توسط مریم| |

اصلا فکر نکنید که من منظوری دارم اصلا فقط دوست دارم حقیقت ها رو بگم....

 

 

 

۱.اگه در آن واحد هم فروشنده ماشین باشی هم خواننده

 

 

 

۲.اگه هیچوقت حلقه عروسیت دستت نباشه

 

 

 

3.اگه روزی 5تا بسته سیگار بکشی ولی به همه بگی سیگار نمیکشی

 

 

 

4.اگه نوشیدنی مورد علاقت ودکا باشه

 

 

 

5.اگه 35سالت باشه ولی یه تار مو رو سرت نباشه

 

 

 

۶.اگه همه برنامه های تلویزیون رو بببینی ولی جلوی بقیه از برنامه های اونا گله کنی

 

 

 

7.اگه همسرتو طلاق دادی ولی نمیذاری با کس دیگه بگرده

 

 

 

8.اگه تو مملکت خودمون مخ پزشکی هستی ولی تو آمریکا دم چلوکبابی کار کنی

 

 

 

9.اگه ادعا میکنی پدرت بهترین دوست شاه بوده

 

 

 

10.اگه خونه نداری و بیکاری ولی بی ام و میرونی

 

 

 

11.اگه شام اسپاگتی داشته باشی ولی با قاشق بیفتی به جون قابلمه

 

 

 

12.اگه دوستاتو واسه شام پیتزا دعوت کنی ولی یکم برنج هم دم کنی

 

 

 

13.اگه سگ داشته باشی ولی نذاری بیاد تو خونه

 

14.اگه این متن ها رو بخونی باز با اون دماغت بازی کنی و بگی این دخترعجب مخیه!

نوشته شده در 22 Aug 2008ساعت 23:52 توسط مریم| |

دختری با ظاهری ساده از خیابان آفریقا (جردن) تهران می گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت «چطوری سبیلو ؟» دخترخونسرد، تبسمی کرد و جواب داد «وقتی تو ابرو بر می داری ، مو رنگ می کنی و گوشواره میندازی، من سبیل می زارم تا جامعه، احساس کمبود مرد نداشته باشه

 

اینم پسرای ما

واقعا که........

نوشته شده در 16 Aug 2008ساعت 23:6 توسط مریم| |


Design By : Night Skin